قطره قطره تا مُلاقات دریا، گریه باید کرد
دَستِ لَحظِه ها را، بَرای رَفتَن
بِه قَدَمِ عَقرَبِه ها
سِپُردِه اَم
،
اَسیرِ قَفَسِ ثانیِه ها
نیستَم
؛
لَحظِه ها می گُذَرَند
اَمّا
جابِجایی دَر عُبور
با مَن اَست
!