قطره قطره تا مُلاقات دریا، گریه باید کرد
دَر میانِ آرِزوهای مَحالَم
مَن،
مَرا نَقّاشی کِشید ...
؛
مَن رِساندَم خُودَم را
بِه چیزی
کِه هَرگِز نَرِسید ...
!